عشایر غیور سرخی

 

 

 

عزت و شرف هر قوم در هر گوشه ایی از تاریخ بستگی به نوع تصمیمات آن قوم دارد و هر قومی درهر مقطعی از تاریخ سرنوشت خود را رقم می زنند . اکنون و در زمان حال مردم قهرمان و همیشه سربلند سرخی با مسئله ای بنام عبدالله شهبازی مواجه شده اند , جریانی که بدون هیچ تردیدی در جهت کسب منافع و ارضای غرایز شیطانی عده ایی خاص هدایت گردیده است , جریانی که در طول تاریخ نشان داده است با سنگر گرفتن در پشت سر مردم و بی آلایشی که با نان حلال و آبروی خود شب را به روز و روز به شب می رسانند , مردمی که عزت , غیرت و شرف خود را با هیچ سرمایه ایی عوض نمی کنند , مردمی که با همه سختی و مصائب و ناکامی ها و نداری ها در طول سالها صبر کرده اند و کودکانشان در میان این مشکلات و مصیبتها بالیده اند و امروز پدران سرخی شده اند .

مردم شرافتمند سرخی , سفیر گلوله هایتان در گوش تاریخ باقی مانده است , کفن های سرخ جوانانتان در کربلای خوزستان و کردستان و ایلام وایران نخشکیده است و امروز روزی است که شما مردم در برابر امتحانی سخت قرار گرفته اید و مبادا که افتخارات خود را فدای امیال و خودخواهی ها و غرض ورزیهای کسی کنید که تا دیروز شریک دزد بود و امروز رفیق قافله .(توده ای دیروز و مجاهد امروز)

عبدالله شهبازی یک ورشکسته سیاسی است که برای کسب منافع سرشار اقتصادی ( که چندان هم بی نصیب نمانده است ) قدم به منطقه سیاخ نهاده است و در قدم اول با نزدیک شدن به مراکز قدرت و سیاست و شراکت با آنها در فکر فریب آنها و سعی در چپاول ثروت این مردم نموده است و در این میان با دست اندازی به زمینهای مربوط به منابع طبیعی و تصرف عدوانی آنها و تبدیل آن به باغشهر زاگرس و فروش آنها به افراد , درآمد سرشاری را کسب نموده و حالا با کمال وقاحت محل ارتزاق خود را از راه قلم معرفی می کند .( زهی بی شرمی )

این بازی زشت و ناپسندی که آقای عبدالله شهبازی هم یکی از مهره های آن است , تنها یک بازنده دارد و آن هم منافقانی هستند که خود را در پشت سنگر عدالت و خیرخواهی و مساوات پنهان کرده اند و بعد از سالیان دراز و ورشکستگی در همه امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حالا آمده اند تا با سوء استفاده از اخلاص و تعصب مردم در جبهه اقتصادی خود را به مطلوب برسانند.

مردم شریف سرخی , مطمئناً شما فریب سیاه کاریهای  این عنصر منافق و خود فروخته را نخواهی خورد , کسی که در جبهه سیاسی تا دیروز بر طبل کمونیست می کوبید و در طول هشت سال دفاع مقدس مردم شریف ایران یک روز هم به فکر دفاع از این سرزمین نیافتاد , حالا چطور سینه چاک مردم شده و در پشت سر آنها سنگر گرفته است .

مگر تصرف صدها هکتار زمین دولت که دارای پوشش گیاهی مرتعی مناسب بوده و تخریب و تبدیل آنها به باغشهر برخلاف مصالح عشایر نبوده است و آیا آقای شهبازی از محل فروش این زمینها چه خدمتی به مردم و عشایر منطقه کرده و کدام مدرسه و مسجد و معبری را آباد نموده است که حالا از راه رسیده و دیگران را متهم به سوء استفاده میلیاردی می نماید ؟ (1280 قطعه باغشهر زاگرس به قیمت بیست و پنج میلیارد و ششصد میلیون تومان درآمد ناچیز شهبازی !!! که ایشان به آن احتیاج ندارد و از راه قلم ارتزاق می کند )

 

عملکرد آقای شهبازی در تبدیل اراضی دولت قابل دفاع نیست خیانت به مردم است, تحریک احساسات و تحرف تاریخ و بازی با احساسات پاک مردم در زبان و بیان عبدالله شهبازی تداعی کننده داستانهایی است که پدران ما از عمر و عاص های تاریخ می گفتند و می شنیدیم .

ارتباط دادن وقایع تاریخ به یکدیگر بدون در نظر گرفتن میزان تاثیرات آنها بر هم و عنوان نمودن یک طنز تاریخی که انقلاب مشروطه از منطقه سرخی آغاز شده است بدون شک به تمسخر گرفتن شعور مردم است و انصافاً اگر همه تحولات تاریخی گذشته ایی که آقای شهبازی نگاشته است با این گونه اندیشه به تصویر کشیده شده باشد وای به حال تاریخ و وای به حال مردمی که میخواهند از دریچه چشم اینگونه افراد گذشته را ببینند و آینده را بسازند .

مطمئن باشید اگر عبدالله شهبازی در مسیر تصرف زمینهای مورد نظرش در سیاخ دارنگون دچار مانعی نمی شد اینگونه برای شما مردم سینه چاک نمی کرد و اگر مسئولین استان در برابر زیاده خواهی ها و جاه طلبی های بی جای ایشان کمی گذشت کرده بودند داستان از این قرار نبود.

اما امروز که او همه پلها را در پشت سر خود خراب کرده و امیدش برای رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی اش ناامید گردیده است با آویزان کردن خود به مردم غیور , شرافتمند و متعصب سرخی میخواهد دیگران را هم در آتش کینه و حسد و زیاده خواهی خود کباب کند .

مطمئن باشید که دست خدا بالاترین دستهاست

 

ومکرو و مکرالله والله خیرالماکرین