دو صد گفته چون نیم کردار نیست

 

[ PDF  نسخه قابل چاپ]

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند فریاد برآری که مسلمانی نیست !

 

من یک جنگلبانم و نزدیک به سی سال از عمرم را به امر حفاظت از منابع طبیعی گذرانده ام و هم اکنون کارشناس رسمی و خبره این رشته هستم .

در ابتدا وقتی شعارهای آقای عبدالله شهبازی را شنیدم  ایشان را تحسین کردم ، که بالاخره دوستداران طبیعت  در مقابل تخریب آن ساکت نمی نشینند !

بهمین دلیل سعی در بدست آوردن آن نوشته ها نمودم  و ساعاتی از اوقاتم را صرف خواندن دست نوشته های ایشان کردم .

وقتی بیوگرافی آقای شهبازی را خواندم  به یک سوال در ذهنم پاسخ داده نشد و آن اینکه رشته تحصیلی آقای شهبازی چیست و تا چه سطحی درس خوانده اند ؟  البته یکی چند جا عنوان دکتر شهبازی را دیدم و در یک جا عضویت هیئت علمی ! ولی وقتی ادامه مطالب را دقت کردم دیدم اشتباه برداشت کرده ام و  او عضو هیئت علمی کنگره بزرگداشت ........ بوده است و تلقی ام از استادی در دانشگاه تهران غلط بوده است .

مقداری که جلو تر رفتم و دست نوشته ها را بیشتر خواندم ایشان را فردی مبارز و انقلابی و قانون مدار و طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی یافتم ، با همه احترامی که برای نقد و تحلیلهای منصفانه قائل هستم  ،ولی زمانیکه به تحلیل های آقای شهبازی در مورد قوانین و مقررات حاکم بر جامعه اسلامی برخوردم مجددا ً تمام ذهن و فکرم مختل شد  ، زیرا تفسیر و تحلیل ایشان از قانون اساسی و اصل 45 آن و مجموعه قوانین و مقرراتی که در نظام جمهوری اسلامی به منظور حفظ و حمایت از جنگلها به تصویب رسیده و جاری است  ، نشان از این دارد که همه کسانی که این قانون را تدوین و تصویب کرده شورای نگهبان قانون اساسی که آن را تآیید نموده جاهل بوده اند و آقای عبدالله شهبازی عاقل !!!!

بگذریم :

تصمیم گرفتم برای مشاهده منطقه و اراضی مورد بحث به دارنگون بروم  ،توفیق نصیب شد, همکار قدیمی خودم که فامیل آقای شهبازی است را پیدا کردم  وهمراهی ام نمود  و به روستای محمود آباد دارنگون  و پروژه باغ شهر زاگرس سبز متعلق به عبدالله شهبازی رسیدم .

پهنه وسیعی از اراضی مرتعی متصل به مراتع کوهپایه ای تخریب و تبدیل به درختکاری و خیابان کشی و ساخت و ساز شده بود  ، بخشی هم بکر و دست نخورده باقی مانده بود   .

چند تائی خودرو نیز در خیابانهای پروژه باغشهر زاگرس سرگردان بودند و بدنبال باغ رویائی خود میگشتند ، چهار دستگاه تراکتور که هر کدام یک تانکر را به یدک میکشیدند از یک گوراب آب پمپ میکردند و  با تانکرها  نهالهای کاشته شده را آبیاری میکردند و یکی از رانندگان تراکتور با لهجه ترکی بلند آواز میخواند ، دوربین گوچکم را درآوردم و چند تصویر تهیه کردم :

 اشک در چشمانم جاری شد وقتی صحنه های زشت نابودی مراتع سرشار از گون و درختچه های طبیعی  را دیدم .

درنتچه های طبیعی را عمدتاً نابود کرده بودند  و بجای آنها یک شاخه نهال هلو یا سیب یا گردو کاشته بودند و لوله های آبیاری قطره ای بدون قطره ای آب نیز به پای نهالها گذارده بودند !!

تعدادی درختچه کیالک وحشی و گون باقیمانده هم قربانی چرخهای تراکتور می گشت .... ای کاش در این روزهای پایانی عمر خدمتی ام بدانجا نرفته بودم و این صحنه ها را ندیده بودم ، ناخوداگاه به راننده تراکتور اعتراض کردم ، ایشان هم میگفت ماًمورم و معذور ..... ما مزد بگیر شهبازی هستیم .......

براستی  این انسان میخواهد به کجا برسد ؟ ای کاش با قلمش مردم را گول نمیزد . ای کاش ذره ای برای نوشته های خودش ارزش قائل بود و اینگونه جنایت به حال طبیعت نمی کرد !!!!!!!! ,

همکار قدیمی ام از کردار عبدالله شرمگین و عصبانی بود .

چند تا عکس از تخریب مراتع و تصرف اراضی متعلق به بیت المال و قلع و قمع اشجار جنگلی در باغ شهر شهبازی گرفتم  که خواهش میکنم قاضی پرونده شهبازی و شما آنرا بدقت بررسی کنند ، امید دارم مسئولین منابع طبیعی حق بیت المال را از این ظالم زبان دراز بگیرند .

 

تراکتور آقای شهبازی که مشغول آب دادن به نهال های کاشته شده بود و انبوه درختچه ها را نابود نموده بود

برای تملک  مراتع عشایر و تبدیل به باغ شهر . راننده تراکتور میگفت باغ شهرها را سی میلیون میخرند .

 

مراتع عشایری دارنگون که آقای شهبازی نهال گردو در آن کاشته است.

 

 

گون زارهای مرتع دارنگون که بوسیله تراکتورهای شهبازی نابود شده است و زمین آن بصورت متری بوسیله شهبازی به فروش رفته است.

 

مراتع تخریب شده بوسیله عبدالله شهبازی در دارنگون

 

آیا سزاوار است که پوشش انبوه گیاهی مراتع ارزشمند دارنگون را تخریب و بجای آن نهال سیب بکارید ؟ آیا برای آب آن فکری کرده اید؟

 

درختچه های جنگلی که بیرحمانه بوسیله عبدالله شهبازی نابود شده اند و بلقیمانده آن نیز در انتظار مرگ اند.

 

تبدیل مراتع به باغشهر بوسیله عبدالله شهبازی

 

در دل درختچه های انبوه جنگلی و گون زارهای طبیعی درخت گردو کاشته است

 

دیوار کشی های باغشهرهای شهبازی و گورآب احداث شده و تخریب اراضی منابع طبیعی بوسیله شهبازی

 

 

 

لوله کشی های بدون آب در دل مراتع که آقای شهبازی مدافع حقوق مرتع داران است

 

 

 

 

 

درختچه های جنگلی کیالک و گون زارهای طبیعی که آقای شهبازی آنها را قطعه بندی کرده و به مردم فروخته است

 

 

 

دورنمایی از منطقه طرح باغشهر

 

تخریب گون زارهای دارنگون بوسیله شهبازی

 

آقای شهبازی مگر این مرتع جزء اموال بیت المال نیست ؟ مگر دامهای عشایر سرخی از آن استفاده نمی کنند ؟ دنیا آنقدر ارزش دارد که دست به این جنایت بزنی و بعد هم دیگران را محکوم کنی ؟

البته در نوشته هایت دیدم که گفته بودی " همه خوردند و بردند و من از غافله انباشت ثروت عقب  افتادم " و دست به کاری زدم که امروز همه را به آن اتهام محکوم میکنم !

 

آقای شهبازی به حال حیات وحش نیز دل سوزانده است ولی چرا این لاک پشت بیچاره را که در محیط تخریب شده اش بوسیله شهبازی سرگردان است نمی بیند  ؟ شاید این جاندار نیست !

شاید یهودی بوده و بهایی شده است!!!!!