|
[
PDF نسخه قابل چاپ]
زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز نام مجموعه ای 1460 صفحه
ای است که آقای عبد اله شهبازی در آن با پرداختن به موضوعات مختلف زمینه بحث وجدل
را برای عده ی زیادی فراهم کرده است. نکات جالبی در این مجموعه توجه این حقیر را به
خود جلب کرده است که به صورت فهرست آنها را بیان می کنم شاید توجه به این مسایل
برای شما خواننده ی محترم هم جالب باشد
1- اولا و بدون هیچ تردیدی انگیزه ی اصلی نویسنده ی این مجموعه در حقیقت چیزی نیست
جز انتقام از همه ی کسانی که در طول عمر آقای شهبازی باعث ناراحتی او شده اند و به
جز 1مورد آنهم در مورد مهدی سرخی که ( البته علت آنهم یک نوع شیطنت وقیحانه و به
منظور بهره گیری از توان اجتماعی خانواده آن مرحوم در منازعات در پیش رو بوده است)
در کلیه موارد به نوعی رد پای یک تقابل اجتماعی و اقتصادی میان خانواده ی شهبازی با
افراد دیده می شود.
آقای شهبازی درنوع معرفی، استفاده از کلمات آنها و ساخت جملات و پیوند این جملات با
یکدیگر آنقدر عصبانی و ناراحت بوده است که فرصت یک نگاه کوتاه به نوشته های خود را
هم نداشته است.
2- اصرار آقای شهبازی در تهیه این مجموعه و علی الخصوص پیچیده کردن روابط میان
افراد و طرح عناوین مختلف به منظور طولانی تر کردن مجموعه بوده است , به نحوی که
حتما باید تعداد صفحات آن خیلی دهن پر کن باشد (1400صفحه) نشان می دهد که ایشان می
خواهد با این ظاهر سازی و وزین نمودن آن ، نگاه منتقدان و خوانندگان آن را به
مجموعه ی خود طرح ریزی و هدایت نماید. توضیح اینکه نقد یک مجموعه 100 صفحه ای برای
یک خواننده ی معمولی کار سختی نیست و اساسا یک خواننده پس از خواندن یک مجموعه ی
100یا 150 صفحه ای به یک تصور جدید می رسد در حالی که با خواندن یک مجموعه ی 1460
صفحه ای ( البته اگر فرصت خواندن همه ی مجموعه را داشته باشد و علاوه بر آن زمینه های علمی یا در ادبیات، تاریخ ،
فرهنگ ،امور اراضی و حقوق را هم دارا ، باشد که مطمئاً (کمتر کسی واجد این شرایط می
باشد ) بدیهی است پس از مطالعه ی این مجموعه چیزی جز ابهام وسئوال های بی جواب و نا
امنی فکری و تضاد های عقلی و عقیدتی و نا امیدی و عصبانیت نصیب خواننده نخواهد شد.
جالب است که اگر خواننده ای که در زمینه ی حقوق صاحب نظر باشد و بخواهد نقدی بر آن
بنویسد آقای شهبازی با استناد به پدیده های تاریخی به آن پاسخ می دهد و آن خواننده
ی حقوق دان نمی تواند در پاسخ به آقای شهبازی به ادله ی دیگری متوسل شود . و این
سیکل به صورت وارونه هم می تواند صادق باشد. او اصرار داشته است که همه چیز را به
هم پیوند بزند در واقع یک کلاف سردرگم را میان جمعیت رها کرده است که افراد هر چه
با آن کلاف سرو کله بزنند در واقع آن را سرد در گم تر می کنند.
3- جالب ترین نکته ای که در مقابل انتشار این مجموعه توجه مرا جلب کرده است. این
موضوع بوده که آقای شهبازی در حمله ی همه جانبه خود به افراد و گروههای مختلف ،
حمله ی خود را به سوی افراد معینی متوجه نموده و بیشترین توجه او به افراد خاصی
بوده است که به نوعی باعث ناراحتی و به قول خودش غارت اموال او شده اند . این افراد
اگر به شمارش در آیند حدودأ ده نفری می شوند که در طول مدت چهار ماه گذشته کوچکترین
عکس العملی در قبال آقای شهبازی انجام نداده اند این امر بسیار سئوال بر انگیز است
. شاید آنها می خواهند ، با بی اعتنایی و به رسمیت نشناختن آقای شهبازی جواب او را
در بی جوابی بدهند.
|
صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی |
این هم که جوابی ننویسند ، جوابی
است. |
و شاید هم علت دیگری داشته باشد. البته بوی تبانی هم به مشام می رسد ، البته بوی
آن!!
4- یک نکته نه چندان مهم دیگر این که آقای شهبازی آنقدر از موضع بالا به قضیه نگاه
می کند که اساسا جایگاهی برای نقد و بررسی در پژوهش خود باز نکرده و احتمالا انتظار
داشته اند که به محض انتشار این مجموعه سرا پا تهمت و افترا صدای به به و چه چه
ناراضیان وبه قول خودشان اکثریت خاموش را بلند کنند.
5-پراکندگی مطالب و عناوین و عکسها و موضوعات نشان از آشفتگی تاسف آوری می دهد که
امیدوارم خداوند آقای شهبازی را از آن آشفتگی رها سازد. در نظر بگیرید عنوان مجموعه
ی فراهم شده را که عنوان بسیار دهن پر کن و روشنفکر پسندی است.
زمین و انباشت ثروت: الیگارشی جدید در ایران امروز
را با طرح موضوعات عجیب و غریب وبی ارتباط با عنوان مجموعه و عکسهای در هم بر هم و
فاقد عمق و معنی وعکسهای بی ارتباط تری مثل تخت بیمارستان نمازی و صحنه ی سی تی
اسکن و تندیس سر جمشید جی جی جی بهای در بمبئی.
تمام مخاطبین آقای شهبازی فقط به سراغ چند عکس از فرزند آیت اله حائری امام جمعه
شیراز رفتند و به دنبال او با مسایل مربوط به فلاحت درفراغت و حواشی مربوط به
آقایان نبی زاده و مسعودی وسردار نجفی ذهن خود را مشغول کردند.
سایر مطالب این مجموعه جز اباطیل و هذیان های گیچ کننده وبه قاضی رفتن های تنها و
تنها چیز دیگری نبوده و نیست.
خدا کند انسان دچار بیماری مالیخولیایی خود بینی نشود. همان بیماری وحشتناکی که
آقای شهبازی در اولین سطر این مجموعه از آن یاد کرده است .
|