|
[
PDF نسخه قابل چاپ]
"من
به سراسر زندگی خود افتخار می کنم هیچ نقطه ضعفی ندارم بیش از همه کوشیده ام .
آموخته ام .آموزانده ام
.درشیراز امروز نه کسی پیشینه مبارزاتی مرا دارد نه
دانش مرا .نه کسی هست که به اندازه من با قلم خود به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
خدمت کرده باشد نه کسی هست که در حد من در عالی ترین مناصب فرهنگی (نه اطلاعاتی و
امنیتی ) جمهوری اسلامی جا گرفته باشد و نه کسی هست که مانند من در سطح ایران و
جهان به عنوان شخصیت علمی و سیاسی شناخته شده باشد"صفحه
880 من و مافیای زمین خوار شیراز
تعجب نکنید، متنی که ملاحظه کردید از یک سناریوی طنز و فکاهی و در قالب یک
نمایشنامه ی تراژدیک اقتباس نشده است. متن بریده شده از گفتگوی یک فیلمنامه حماسی
هم نیست.
این عین جملاتی است که یک محقق و مورخ در حال ارایه گزارش تحقیقی و تاریخی گفته
است. محقق و مورخی که بعضی اوقات از قالب تاریخی و حقیقی خود به ستوه آمده و به خلق
کلمات و استعارات و واژه های خاص می پردازد. و بسیاری از محاورات و گفتگوهای روزمره
و رایج میان روشنفکران و تحصیل کردگان ، مدیون و مرهون ابداعات و اختراعات اوست. به
این قسمت هم توجه بفرمایید.
«
در نوشتار خود ساز و کار اصلی در تطور ساختار الیگارشیک به ساختار اریستو کراتیک را
خویشاوند سالاری نامیدم. «خویشاوند سالاری
واژه ای است که در برابر نیوتسیم ساختم و
شایسته سالاری را به عنوان معادل واژه اخیر ابداع کردم.
این دو واژه امروزه در فرهنگ سیاسی ایران رواج ، یافته است.
ادبیات کلامی او و رفتارش با
مردم انسان را به یاد حکمرانان مغول می اندازد (1) و از سوی دیگر دوخت و
دوزهای دروغ و تاریخی اش شبیه اخباری است که در این روزها ورشکستگان سیاسی در
امریکا منتشر می کنند .
شهبازی دیوانه کسب شهرت و قدرت و
ثروت است و این کابوس او را دیوانه کرده و دچار توهم شدید شده است ، روی آوردن به
مخدر ، بیخوابیهای طولانی از او انسانی در استانه سقوط
اخلاقی ساخته است . (
روایت مستقیم از دوستان شهبازی )
(1) : وی در حضور تعدادی از مسئولین شیراز به مردم
محلی و خصوصاً به پیرمرد دارنگونی ( پدر شهید جعفری ) فحاشی میکرد و میگفت باید بدهم
زبانت را از حلقوم بیرون بکشند ..... اینجا سرزمین پدر من است و ..... |