|
[
PDF نسخه قابل چاپ]
شايد جناب آقاي عبدالله شهبازي كه تاريخ همه را به نگارش در آورده است و در مورد
آبا و اجداد هر كسي هزاران سطر را به نگارش در آورده است هرگز به اين فكر نيافتاده
است كه شايد كسی هم از راه برسد واز بطن تاريخ صد سال گذشته حافظه ي تاريخي مردم را
بكاود و خط سياهي بر اباطيل او بكشد.
درست است كه بازگشت به گذشته و آويزان شدن به خاطرات تلخ و شيرين دوران سابق هم خود
مرضي است كه نگفتني است.
اما شايد اين هم دست روزگار است كه بعضي اوقات انسان را واميدارد تا با دست خود
طناب دار خود را ببافد و گرنه آقاي شهبازي چگونه مي تواند باور كند كه كاخ آرزوهايش
و شهيد خود ساخته اش با طوفان اسناد و مدارك متقن ويران شود واسطوره پوشالي اش در
زير خاطرات ساده مردم رنگ ميبازد و قهرمان هاي دروغين اش رسوا شوند.
اما بعد اگر به تاريخ به عنوان گزينه اي براي هدايت آينده بنگريم به اين قضاوت ساده
مي رسيم كه همه ي انسانها به جز معصومين (ع) در طول زندگي خود فراز و فرودهايي
داشته اند. و بايد باور كنيم كه اين فراز و فرودها در زندگي همه ي انسانها امري
عادي بوده و هر كس را بايد در ظرف خودش سنجيد .
اذعان به اين امر ما را در پيشداوري نسبت به افراد و پديده هاي تاريخي مصون مي دارد
و باعث مي شود تا در جريان بررسي پديده ي تاريخي باور كنيم كه آن پديده تاريخي در
آن شرايط زماني و در آن مكان تاريخي موجب بوجود آمدن چه جريان تاريخي گرديده است و
پس از آن در مورد آن پديده و پيامدهاي آن بحث و بررسي كنيم.
اما در مورد اين مورد خاص بايد از آقاي شهبازي پرسيد كه شما بايد در مورد اين جريان
همه ي جوانب كار را در نظر مي گرفتيد و اساساً آيا قبل از بررسي و تحقيق به قضاوت
نشستيد؟
چرا بدون بررسي هاي لازم و همه جانبه با پيوند دادن چند جريان مبهم تاريخي و با جعل
اسناد و بزرگ نمايي بعضي اسناد ديگر پرده از چهره اي برداشتيد كه در واقع وظيفه شما
نبود. نقد و بررسي و تحليل حركت و به قول شما نهضت و شهادت پدرتان را بايد كسان
ديگري به عهده مي گرفتند و گرنه نتيجه اي كه از نقد و بررسي شما حاصل شده است خيلي
دور از ذهن نبوده و اگر شما به قضاوتي غير از اين مي رسيديد باعث حيرت مي شد. به
عبارت ساده تر همه فرزندان پدرانشان را اسطوره مي دانند و در ذهن همه ي آنها هيچ كس
بهتر و ولاترو عالم تر از پدرشان در عالم هستي نيست .
اما براي اينكه در اين زمينه از يكه تازي شما جلوگيري كنم. به نقد و تحليل عملكرد
آقاي حبيب شهبازي و مسيح شهبازي در دوراني مي پردازيم كه كشاورزان فقير و بيچاره
اين سرزمين در زير بار فقر و بدبختي و روابط ظالمانه ي ارباب رعيتي بار سنگين زندگي
را بر دوش مي كشيدند. و در واقع قبل از اسارت ، در بند شاهان بي لجام و افسار
گسيخته ي خانگي بودند. اگر در سالهاي دهه ي چهل و پنجاه كشاورز و دهقان ما در زير
فشار و ظلم يك شاه بودند در دهه هاي قبل از آن بايد فشارهاي مضاعف چند شاهك ديگر را
تحمل مي كردند . خان اين پديده ي شوم به ارث رسيده از آتش مغول كه چون لكه ي ننگي
بر دامن فرهنگ و زندگي اين ملت نشست كه هنوز هم دامن اين ملت از عواقب آن لكه ننگ
پاكيزه نگرديده است. اما به حكم جبر تاريخ كه بايد خانه ي ظالم از درون ويران گردد
دست تقدير باعث گرديد كه شاهك هاي كوچك به دست آن شاه بزرگ يكي پس از ديگري نابود
شوند تا فضا براي قضاوت مردم فراهم گردد.
ميزان وابستگي جناب حبیب الله خان شهبازي به دستگاه ملوكانه ي شاهنشاهي آنقدر زياد
بوده كه در آن موقعيت تاريخي كمتر كسي را مي توان يافت كه اينقدر سر سپرده ي حكومت
ظالم پهلوي باشد. البته اين ميزان وابستگي نه به دليل عشق به شاه و ملت و يا وطن
پرستي بوده بلكه به نوعي معامله اي پنهان بوده كه به موجب آن امثال آقاي حبيب
شهباري موجبات تحكيم حكومت را در مناطق فراهم مي كرده اند و در عوض حكومت هم در
مناسبات ميان خان و رعيت ، به حمايت از خان و اقتدار او حركت مي كرده است .
البته اين معامله پنهان چندان هم پنهان نبوده است با نگاهي ساده و اجمالي به نوع
روابط مشاهده مي كنيم كه حكومت پهلوي به دليل نوپا بودن و ناآشنايي با مردم و ميزان
حساسيت آنها بايد آنها را از دورن خودشان كنترل كند به همين دليل دست ياري و مساعدت
به سوي كساني دراز مي كند كه آنها هم براي كسب منافع و منابع مردم چاره اي در اجابت
مساعدت آنها ندارند كه از اين ميان مثلث شومي به نام زر و زور و تزوير شكل مي گيرد
در راس اين مثلث حكومت در ضلع سمت چپ خان و در ضلع سمت راست روحاني نماياني كه به
اين حركت مشروعيت داده و از حركت هاي مردم جلوگيري كنند.
اسناد مرجور در اين رابطه به خوبي نشان مي دهد كه حبيب الله خان شهبازي به عنوان يك
عامل مزد بگير و سر سپرده ي حكومت چه نقش مهمي را در تحكيم حكومت در منطقه ي كوهمره
سرخي ايفا كرده است.
سركوب حركتهاي مردمي، رفتارهاي چاپلوسانه و متملقانه اي كه در آن برهه از تاريخ ملت
ما مي تواند برجستگي خاصي داشته باشد و نمونه ي كمتري از آن در كشور وجود دارد.
در آن زمان كه تلفن و موبايل و پست الكترونيك وجود نداشت آقاي شهبازي با جديت به
ارتباط هاي خود بر پايه هاي حكومت به عنوان يك فريضه نگاه كرده و در همه رفتارها و
كنش هاي سياسي و اقتصادي نقشي برجسته دارد. از سركوب سارقين و متجاسرين گرفته تا
پيام تبريك سال نو براي اعلاحضرت همايوني .
سند شماره يك به تاريخ 24/12/1327 سر لشكر معتضدي در پاسخ پيام تبريك آقايان مسيح
الله و حبيب الله شهبازي مي نويسد
« پاسخ گزارش مورخ 1/12/27 از ابراز احساسات شاه پرستانه ي شما اظهار رضايت» و قدر
داني ميشود
–
«فرمانده لشكر 6 فارس
–
سر لشكر معتضدي»
سند شماره يك = اداره ستاد لشكر
دايره= ركن 2
شماره 15634/ 3
آقاي شهبازي در گزارش خود در بخش مربوط به بنيان هاي امروز در تاريخ فارس در تحليل
حركت هاي پدرش مي نويسد
« 6 بهمن 1341 رفراندم شش گانه شاه به معرض رفراندوم گزارده شد. امام خميني اين
رفراندم را تحريم كرده بود. حبيب الله شهبازي به تبعيت از امام در كوهمره
رفراندم را تحريم
كرد و مانع از استقرار حوزه هاي انتخاباتي و برگزازي
رفراندم در كوهمره شد. كوهمره سرخي و سياخ تنها منطقه اي در ايران بود كه رفراندوم
بهمن در آن برگزار نشد.»
همين آقاي حبيب الله خان شهبازي كه به تعبيت از امام خميني رفراندوم 6 بهمن 1341 را
تحريم كرده اند در سند شماره 2 خطاب به آقايان محمد طاهر اسفندياري و محمد
اسنفدياري و هدايت اسفندياري نماينده و كدخدايان منطقه مي نويسد
« بعد از احوال پرسي= به طوري كه اطلاع پيدا كرده ام مأمورين ژندارمري براي اخذ راي
به سياخ وارد و برخلاف هميشه به درانجان نيامده اند و به كرنج رفته اند. البته
نيامدن آنها به دارنجان فقط به واسطه ي غرض ورزي مأمورين ژاندارمري بوده است كه
شايد در اين مورد نظري داشته اند. از طرفي هم چون مشهدي زمان اله كدخداي کدنج با من
مخالف است مي خواهند از مخالفت اين شخص با من سوء استفاده نمايند و بيشتر هم براي
اين است كه آرد و كود دريافت دارند. و شايد نظر ديگري داشته باشند اينكه رسيدن
كاغذي آقاي طاهر خان با يكي از آقايان زحمت كشيده برويد اگر توانستيد صندوق را به
دادنجان بياوريد اگر ديديد مجاب نشدند فوري كليه مردم را برداشته برويد پاي صندوق ،
تمام رأي خود را در صندوق بريزيد. مي دانيد كه اين انقلاب ابداً براي من ضرري ندارد
و تمام مفاد و مواد آن در اين مورد عملاً اينست . ثانياً چون من هميشه در هر
مورد بعد از خدا متكي به شاهنشاه ميباشم نبايد دشمن در امرزو بتواند سوء
استفاه كند. فوري ميرويد و رأي مربوطه را به صندوق مي ريزيد در اين
مورد گفته بودم مشهدي علي ويس هم با شما مساعدت كند ولي اگر نيامد دستور همين است
اقدام كنيد . حبيب الله شهبازي
در سندي ديگر به شماره 9886/6 به تاريخ 27/6/1329 سر تيپ همت فرمانده لشكر 6 فارس
خطاب به آقاي مسيح شهبازي مي نويسد آقاي مسيح اله شهبازي = پيرو شماره
6/9103 بتاریخ 21/ 06/ 1329 به مناسبت ابراز شجاعت ولياقتي كه در مورد قطع و
قمع اشرار و متجاسرين سرخي ابزار داشته ايد به موجب استدعاي لشكربه فرمان مبارك
عليحضرت همايوني شاهنشاهي شما و سه نفر از وراث مقتولين هر يك به يك قطعه نشان شجاعت مفتخر
مي گرديد. مقتضي است براي مراسم اعطاء آن به لشكر مراجعه
كنيد.
از طرف فرمانده لشكر 6 فارس
– سر تيپ همت
اين چه قهرماني است كه اينگونه به پاس قلع و قمع اشرار و متجاسرين اين گونه نشان
لياقت و شجاعت ملوكانه را برسينه مي زند.
قلع و قمع اشرار در حيطه ي وظيفه ي مأمورين ژاندارمري بوده است يا در حيطه ي وظيفه
نوكران مزد بيگري كه زحمت حكومت را در اين مورد كم مي كردند.
اين چه قهرماني است كه هنوز نسيم نوروزي نوزيده پيام تبريك عيد را خدمت حضرات از
بالا تا پايين ارسال مي داشته و به پاس خوش خدمتي خود عنوان و القاب مي گرفته است.
در سند بعد به شماره 201 نوروز 1328 شماره قبض 2482 وزارت پست و تلگراف و تلفن سر
لشكر معيني در پاسخ پيام تبريك آقايان حبيب الله و مسيح الله شهبازي مي نويسد.
« آقايان مسيح ا.. و حبيب ا.. شهبازي از وصول تلگراف تبريك شما سپاسگزارم متقابلاً
عيد سعيد را به شما تبريك ميگويم» سر لشكر معيني
مجدداً در سندي ديگر به تاريخ 21/11/27 پيام تبريك آقايان مسيح ا... و حبيب
ا... شهبازي به عنوان
مقام معظم استاندارد محبود استان هفتم به دفتر استانداري رسيده است.
ميزان وابستگي آقايان در حدي است كه از طرف سرلشكر معتضدي فرمانده لشكر 6 فارس
جهت رژه در برابر مجسمة ي شاه به صورت رسمي از ايشان دعوت به عمل مي آيد.
متن دعوت به اين شرح است .
« چون روز دوشنبه 21 آذر ماه مصادف با روز آزادي آذربايجان و در تاريخ نظامي
كشور شاهنشاهي بزرگترين روز مسعود و مبارك است و بهمين مناسبت در مراكز كليه
پادگانهاي نظامي ارتش مراسم رژه در برابر تمثال مبارك اعليحضرت همايوني
شاهنشاهي اجرا مي گردد و لذا از آقاي مسيح شهبازي تمنا مي شود در ساعت دو
بعداظهر روز دوشنبه در خيابان زند ( جلو باشگا افسران) براي شركت در اين جشن و
مراسم حضور به هم رسانند- فرمانده لشكر 6 فاس
–
سر لشكر معتضدي
تكيه ي و تأكيد عبدالله شهبازي در نوشته هايش بر نقش مبارزاتي حبيب شهبازي و
برجسته نمودن نقش او در تاريخ مبارزات سياسي و ارتباط دادن آن با قيام ديني و
ملي مردم ايران كه طي 15 سال سرانجام در سال 1357 به سقوط امپراطوري عظيم پهلوي
انجاميد باعث مي شود كه براي پي بردن به اين نقش و برجستگي گوشه اي از تاريخ را
براي تأمل و جستجو ورق بزنيم .
حبيب خان شهبازي به همراهي مسيح ا... شهبازي كه در كنار هم و پابپاي هم در همه
زمينه ها نقش موثري در تحولات منطقه كهمره سرخي داشته اند بدون هيچ ترديد تنها
به خاطر حفظ منافع اقتصادي و كسب جايگاه سياسي مناسب دست به هر اقدامي براي
نزديك شدن به كانون قدرت مي زدند. اسناد و مدارك متقن و محكم در اين رابطه وجود
دارد كه نشان مي دهد اين دو به عنوان بازوان اصلي و قدرت مند حكومت پهلوي
بزرگترين نقش را در سركوب قيامهاي مردمي و هدايت همه ي جريانات سياسي اجتماعي
به سمت تقويت پايگاه آن داشته اند. به نحوي كه در اين جريان حتي از سركوب و قتل
مردمي كه از دستان آنان از تزاق مي كردند هم خود داري ننمودند.
تحليل روان شناختي چنين افرادي كار چندان سختي نيست . در همه ي ادوار تاريخي و
در همه جريانات سياسي وجود چينين افرادي انكار ناپذير است . افرادي فرصت طلب و
موج سوار كه اگر از اطلاعات كمي هم برخورد دار باشند كه نور الي نور مي شود و
حبيب شهبازي از جمله ي همين افراد است براي شناخت چنين پديده اي در حالي كه
هنوز افرادي از آن نسل باقي مانده اند و مرور خاطر هايي كه از او دارند و تعمق
در نوشته جات عبدا... شهبازي و اسناد و مداركي كه از ايشان در مظلوم نمايي و
شهيد سازي ارايه كرده اند و همچنين اسناد و مداركي كه به صورت پراكنده وجود
دارد و استعلامات چندي كه از نهادهاي انقلابي پس از انقلاب صورت گرفته است اين
امر را به خوبي روشن مي كند كه آقاي شهبازي يك طرف به قاضي رفته است. و نتيجه ي
اين يك طرفه به قاضي رفتن چيزي جز رضايت او را فراهم نخواهد آورد.
ايشان در معرفي حركت و نهضت جنوب به رهبري پدرشان به برهه اي از تاريخ اشاره مي
كنند كه زمينه را براي پيوند زدن آن به قيام امام خميني دارد. زيرا نهضت 15
خرداد 1342 و قيام امام خميني و حركت هاي مردم در تهران و قم و شيراز و تبريز
كه همگي در راستاي ايجاد حكومت اسلامي بود. نهضت امام خميني در سال 1342 تنها
به انگيزه اي الهي و براي برقراري احكام قرآن و دين مبين اسلام شكل گرفت و به
اذعان همه ي كساني كه با حبيب خان شهبازي و مسيح شهبازي حشر و نشر داشته اند
آنها حتي در انجام فرايض واجب ديني مثل نماز و روزه كوچكترين علاقه و ذوقي
نداشته اند و اساساً با روح آنها سازگار نبوده است . چگونه است كه كسي كه
نماز را كه ركن ركين دين واسلام است به جا نمي آورد
ولي براي
برقراري حكومت اسلام جان خود را فدا مي كند. اثبات اين امر را به خود آقاي
عبدا.. شهبازي وامي گذارم تا ايشان با مراجعه به وجدان خودشان و مرور خاطرات
كودكي و نوجواني خود درباره صحت و سقم اين امر به قضاوت بنشينند.
پيوند زدن شورش حبيب خان شهبازي به قيام مردم ايران و تأكيد بر اينكه قيام حبيب
ا... شهبازي قبل از قيام امام خميني و در واقع زمينه ساز قيام امام خميني شده
است ميزان خود خواهي و منيت نويسنده را ثابت مي كند.
احتمالاً فرزندان و نوه هاي همه ي ياغياني هم كه در سالهاي قبل از انقلاب كه
صرفاً براي دزدي و راه زني و قتل و غارت مردم به روستاها حمله مي بردند به
چپاول زندگي مردم مي پرداختند و در اين راه بعضاً شايد جانشان را هم فدا مي
كردند، دست به اقدامي مشابه عبدا... شهبازي بزنند و چون پدرانشان در زمان حكومت
پهلوي كشته شده اند پس آنها هم شهيد راه دين و وطن هستند.
اين بدعت بسيار نابجايي است كه آقاي شهبازي بناي آن را نهاده است آنهم به صورتي
آكادميك و به ظاهر قانوني و با استناد به چند سند و ورقي كه اثبات درست بودن و
درست نبودن آن كار بسيار سختي است. به قولي از ملانصرالدين پرسيدند مركز كره
زمين كجاست و ملانصرالدين همان جايي را كه ايستاده بود نشان داد و گفت اينجا
مركز زمين است، قبول نداريد اندازه بگيريد!!. حالا چه كسي و يا چه تواني مي
تواند ادعاي ملانصرالدين را ثابت كند بماند براي بعد.
آقاي عبدا... شهبازي اگر مي خواست كمي عادلانه تر و منصفانه تر به اين پديده
بپردازد بهتر بود به جريانات سالها قبل از 1340 هم مي پرداخت به سالهاي 1320 تا
1329 و بعد از آن .
به سالهاي كه آقايان مسيح شهبازي و حبيب شهبازي با استفاده از عنوان كلانتري
اهدايي از كارگزاران شاهنشاه به تاخت و تاز در كوهمره سرخي مشغول بودند و از هر
فرصتي براي نزديك شدن به اركان قدرت استفاده مي نمودند و در اين مسير از هيچ
كاري دريغ نكردند. رفتارهاي چاپلوسانه و متملقانه و نوكرمأبانه آنها در آن برهه
ي تاريخي واقعا ديدني و شنيدني است.
براي مثال در تاريخ 16/12/1327 آقايان مسيح شهبازي و حبيب شهبازي در نامه اي به
استاندار و فرمانده لشكر 6 فارس مي نويسند.
مقام معظم استاندار محبوب استان هفتم
مقام معظم تيمسار فرماندهي معظم لشكر 6 فارس
در تاريخ پانزدهم اسنفد 1327 كه به محل وارد شدم بشكرانه ماه سلامتي ذات ا...
عليحضرت اقدس آسماني شاهنشاهي اوراحنا فداه تا ظهر اهالي كوهمره و سياخ را در
منزل خود جمع نموه و مجلس جشن مفصلي منعقد سپس ده راس گوسفند قرباني و بين
مستمندان صدقه داده شد بعلاوه در حدود يكصد نفر از فقرا در شب اطعام گرديدند.
مفتخريم بدينوسيله مراتب جان نثاري و شاه دوستي خود و اهالي اين حدود را ابراز
داريم.
با تقديم احترامات فائقه
مسيح شهبازي
– حبيب شهبازي
16/12/27 رونوشت : دايره محترم روزنامه هاي فارس تقديم مي گردد.
با تقديم احترام
مسيح شهبازي حبيب شهبازي
نحوه نگارش و نوع انشا و روحي كه بر متن حاكم است هرگز نشاني از روح يك شهيد
ندارد. مراتب جان نثاري و شاه دوستي و ذكر اقلام مصرفي و ميزان هزينه اي كه در
جشن مصرف گريده است. ( كه البته با ميزان واقعي آن تفاوت دارد) به چه هدفي صورت
گرفته است.
تنها چيزي كه در اين نامه موج مي زند روح تملق و چاپلوسي و وابستگي و ترس است
كه در وجود چنين افرادي وجود دارد.
در سند شماره 20 سرگرد كلانتري در تاريخ 5/6/1328 خطاب به آقاي مسيح خان شهبازي
مي نويسد
دوست مهربان حضرت اقاي مسيح خان شهبازي
مدتي بود كه از سلامتي شما هيچگونه اطلاعي نداشته ، اينكه لازم شد بدين وسيله
جوياي سلامتي شما بشوم تاكنون دو سه مرتبه بوسيله حبيب خان از وضعيت شما
استفتاء نموده حتماً اين جريان را به شما متذكر شده است انتظار آن ميرود كه
همواره از چگونگي اوضاع مستحضرم داريد چهار پنج روز پيش آقاي محمد ناصر خان
قشقايي به شيراز آمده قرار بوده به فيروز آباد و براي مدت كوتاهي به ايل بروند
البته مستحضريد كه خسروخان و محمد حسين خان در سرحد و در ايل ميباشند. اوضاع
فعلاً خيلي خوب و در شيراز وساير نقاط انجمن نظار براي انتخاب و كلاي مجلس سنا
تشكيل و فعلاً وضعيت دنيا بالنسبه خوب مي باشد. ( هديه) شما رسيد خيلي متشكرم
همواره از سلامتي خودتان ، اينجانب را مستحضر داريد.
سرگرد كلانتري سند شماره 20 بتاریخ 5/6/28
در سند شماره 21 به تاريخ 28/12/28 سپهبد رزم آرا در پاسخ به پيام تبريك سال نو
توسط آقايان شهبازي مي نويسد
آقايان شهبازي
متقابلا ميمنت سال جديد را براي جنابعالي خواهان ، سلامتي و سعادتتان را آرزومندم
–
سپهبد رزم آرا
|
 |
|
سپهبد رزم آرا
|
سند شماره 21 8476
در سند شماره 22 به نقش اساسي آقاي حبيب شهبازي در تحولات كوهمره اشاره شده است
دوست عزيزم آقاي حبيب شهبازي
امروز رفتم ستاد لشكر بحضور تيمسار شرفياب فرموده بودند كه كمسيوني مركب از نماينده
استانداري و دادسرا براي خاتمه كار سارقين كوهمره حركت نمايند براي حضور شما در
شيراز و تهيه وسيله اياب و ذهاب آنها به دستور تيمسار فرحي متني بر احضار شما
سركار سرگرد اقدس مرقوم داشته اند كه در جوف ارسال مي گردد. انشاء ا... هر چه زودتر
تشريف بياوريد كه به اتفاق نمايندگان به زهي رفته و به پرونده بابا خان خاتمه داده
شود.
چون عمو در شيراز بود و خانه لطف كلانتر شده بود براي اطلاع ايشان هم خبري به زهي
بفرستيد البته به شيراز كه آمديد ملاقات حاصل ميگردد
مخلص شما
– سرباز وطن سند شماره 22
در سند شماره 23 سر تيپ همت از طرف فرماندهي لشكر 6 فارس
خطاب به آقاي مسيح شهباري مي نويسد
آقاي مسيح ا... شهبازي
بدين وسيله از اقداماتي كه داير بر رفع غايله اشرار سرخي و قلع و قمع
متمردين و يغما گران مزبور كه اخيراً بر تجري خور افزوده و دست تطاول برمال ونوايس
اهالي گشوده امنيت آن منطقه را متزلزل كرده بودند نموديد تقدير مي شود. لشكر
انتظار دارد با ادامه خدمات صادقانه و همكاري نزديك با عناصر و مأمورين لشكر بر
مراتب اعتماد و اطميناني كه در سايه دولتخواهي تحصيل نموده ايد بيفزائيد.
از طرف فرمانده لشكر 6 فارس
– سرتيپ همت
در سند شماره 24
آقايان مسيح و حبيب شهبازي در نامه اي خطاب به نخست وزير وقت ايران مي نويسد
جناب آقاي نخست وزير محبوب ايران
خبر مسرت بخش زمامداري آن فرزند غيور و رشيد ايران كه موجب سعادت و ترقي كشور عزيز
ميباشد در قلب كليه اهالي فارس بخصوص افراد وطن پرست عشاير ايجاد شعف و اميدواري
نموده جان نثاران هم تبريكات صادقانه خود را بدين وسيله معروض و همواره آماده
هر گونه فداكاري در اجراي منويات ذات مقدس شاهنامه و همچنين نخست وزير محبوب ايران خواهيم بود
.
سرپرست عشاير شاه پرست كوهمره سرخي
مسيح شبهازي
– حبيب شهبازي
البته در مواردي هم كه آقايان مسيح شهبازي و برادرش سركشي نموده و پا را از گليم
خود درازتر مي كردند مورد تعرض اربابان خود قرار مي گرفتند
سند شماره 25
در سند شماره 25 به تاريخ 25/11/1327 سرتيپ همت خطاب به مسيح شهبازي مي نويسد آقاي
مسيح شهبازي طبق اطلاع حاصله شما با عده اي تفنگچي چريك به طرف احشام طايفه صفي
خاني حركت نموده ايد . لازم است فوراً به محل خود مراجعت و علت انجام اين عمل
برخلاف رويه را گزارش دهيد از طرف فرمانده لشكر 6 فارس
– سرتيپ
همت .
حبيب خان ومسيح خان شهبازي و قلع و قمع مردم سرخي
آنچه كه امروز عبداله شهبازي به آن مي بالد پيشينه اي است كه براي خود ساخته و در
اين پيشنيه اسطوره اي به نام حبيب خان همچون قديسي پاك و اهوارايي سراسر زندگي اش
را تابان كرده است.
مردم كوهمره سرخي از ياد نمي برد همياري مسيح و حبيب شهبازي با سرگرد سرباز وطن را
كه به سركوب طايفه ي پوكي (يكي از شش طايفه سرخي) پرداختند در اين حمله ي
ناجوانمردانه سربازان دولتي ونيروهاي حبيب خان و مسيح خان شهبازي هر چه خواستند
كردند وهمچون مغولان از هيچ تعرضي به اين طايفه كوتاهي نكردند. شدت جنايت وميزان بي
رحمي آقايان به حدي بوده است كه خاطرة تلخ آن هنوز هم در اذهان كودكان آن روز
كوهمره سرخي باقي مانده است.
كودكاني كه حالا خودشان پير شده اند و صحنه هاي زشت و تكان دهنده هجوم مغول وار
حبيب و مسيح شهبازي را به مرد بيچاره پوكي ديده اند. در اين هجوم وحشيانه طايفه ي
پوكي قلع و قمع گرديد. خانواده ي اميري و بابا خان تكه و پاره گرديدند. هنوز پير
زني كه آن روز گلوله ي حبيب شهبازي را در پايش احساس كرد نفس مي كشد. عطا اميري در
آن هجوم دستش قطع گرديد و آقايان شهبازي همان روز و همان باباخان و عباس و خان
محمد را اعدام كردند. بابا جان كاكا جان محمد راتحويل دولت دادند و دست خوشي شيرين
گرفتند همسر همين عباس كه حامله بود در همين روز با اصابت گلوله به شكم او خود و
فرزند درون شكمش كشته مي شوند، ياور فرزند ديگري باباخان هم كشته مي شود و
تعداد زيادي از مردم بيگناه كه دراين هجوم وحشيانه مجروح و مضروب مي گردند.
اين گوشه اي از خدمات بي شائبه آقاي شهبازي به مردم كوهمره سرخي است. پس از اين
جنايت آشكار و قلع و قمع مردم بود كه آقايان مسيح و حبيب شهبازي مورد لطف و تفقد بي
دريغ كارگزاران حكومت پهلوي قرار گرفتند و شخص مسيح شهبازي مفتخر به دريافت نشان
لياقت از دست مبارك ( اعليحضرت همايون شاهنشاهي گرديدند.
توضيحاً در مورد اقدامات شاهپر ستانه پدر( شهيد) آقاي عبدا... شهبازي آنقدر مدارك
محكمي وجود دارد كه ديگر نيازي به تكرار آن نيست .
سند شماره 10 آقاي مسيح ا.. شهبازي
پيرو شماره 9103/6 بتاریخ 21/06/1329
به
مناسب ابزار شجاعت و لياقتي كه در مورد قلع وقمع اشرار و متجاسرين سرخي ابزار داشته
ايد به موجب استدعاي لشكر و بفرمان مبارك ( عليحضرت همايون شاهنشاهي شما و سه نفر و
ارث مقتولين هر يك به يك قطعه نشان شجاعت مفتخر مي گرديد. مقتضي است براي مراسم
اعطاي آن به لشكر مراجعه نمائيد.
از طرف فرمانده لشكر 6 فارس
– سرتيپ همت
|