|
[
PDF نسخه قابل چاپ]
عجب دنیای عجیب و غریبی است. خداوند هر موجودی را که آفریده است دارای خوبی ها و
بدی هایی، زشتی ها و زیبایی هایی ، توانایی ها و نقصان هایی آفریده است.
هر موجودی دارای خصوصیاتی هست که آن را از سایر موجودات مجزا می کند.
هیچ موجودی کامل و بی عیب نیست. اگر به دقت نگاه کنیم هر موجودی دارای استعدادهای
مخصوص به خود است که اگر آنها را بیابد و پرورش دهد می تواند نقصانهای خود را
پوشیده و راه کمال را بپیماید.
اما ظاهراً آقای شهبازی از این قاعده مستثنی می باشد. او آنقدر کامل و بی عیب و نقص
است که حق دارد هر چه می خواهد بگوید و هر چه می خواهد بکند و هر کس را که مزاحم
شخصیت خود دید منکوب کند.
در بخشی از کتاب، وقتی به موضوع جایگاه زن در جامعه ی ایرانی می پردازد وقتی این
امر را در حوزه فارس و منطقه ی کهمره سرخی مورد بررسی قرار می دهد به این نتیجه می
رسد که « اسناد کهن طوایف سرخی بیانگر بهره مندی کامل زنان کهمره از حق ارث و
مالکیت زمین است. »
و در این رابطه به نقطه نظرات دو محقق دیگر یعنی آقایان بهمن بیگی و گلاویژ به
عنوان گرته برداری از الگوی قبایل باستانی یونان و روم و تعمیم آن به عشایر ایران
یاد کرده وبا چند سند کهن!!! . نظرات آقای بهمن بیگی را مردود دانسته و نتیجه گرفته
است که « در ایل کهمره سرخی طبقه بندی وراثت بر اساس فقه جعفری است....
سلب ارث از دختر علی رغم تمایل خود او امکان پذیر نیست و در صورت اختلاف ریش سفیدان
ایل هماره از حق دختر در ارث بری حمایت کرده و این حمایت گری تا حدود زیادی دست
برادران متعدی را کوتاه می سازد » صفحه 386
آقای محمد بهمن بیگی در رساله ی عرف و عادت در عشایر فارس ( انتشارات نوید1381 )
« در میان قبایل جنوب ، هر گاه مردی را پسر و دختری باشد که هر دو وفات نموده و از
آنان اولاد ذکوری باز ماند. پس از مورث ، میراثش به اولاد پسر می رسد و پسر دختر
اگر از گرسنگی هم بمیرد ، سهمی از جد مادری نخواهد داشت.
و آقای شهبازی پس از اینکه آقای بهمن بیگی را متهم به گرته برداری از الگوی قبایل
باستانی یونان و روم و تصمیم آن به عشایر فارس نموده اظهار می دارد که
« در ایل سرخی طبقه بندی وراث بر اساس فقه جعفری بوده است البته بگذریم از اینکه در
طرح این موضوع احتمالا نویسنده می خواسته با فضل فروشی جایگاه علمی و اجتماعی خود
را برخ آقای بهمن بیگی میکشد تا حساب دست این پیرمرد پاک و خوش نهاد وپاکدامنی که
همه ی عشایر فارس خود را قدر دان شان و منزلت و تلاش او می دانند بیاید. پیر مردی
که در زمان صدارت و قدرتش به جای اینکه از عنوان مدیر کلی اش در جهت ظلم و جور به
عشایر و خریدن زمینهای آنها و تملک اراضی شان استفاده کند برای آنها مدرسه ساخت و
آنها را با کتاب آشنا کرد و کودکان و جوانان عشایر را بر کشید بدون اینکه پدران
آنها را به تنه ی درخت بید مجنون ببندد و به صورت مادرشان سیلی بزند. بدون اینکه به
پای برادران شان شلاق بزند و بدون اینکه آنها را مجبور کند تا از نانوانی خودش نان
بخرند.
پیر مردی که با داشتن قدرت و شهرت آنهم نه تنها در منطقه ی کوهمره بلکه در سراسر
کشور کسی را نیازرد به هیچ انسانی تعرض ننمود و از عنوان خود برای باج گیری و (صدی
سه) استفاده نکرد.
آقای شهبازی ؛ لا اقل این یکی را قلم می گر فتی و او را وارد این ماجرای زشت و نا
پسندی که خودت خوب می دانی سرش و ته اش کجاست نمی کردی
حالا به فرض که آقای بهمن بیگی در طرح این موضوع و برداشت خود اشتباه نموده باشد
این امر چه ارتباطی با کل جریان دارد.
ظاهراً تمامی مناسبات در کوهمره سرخی صرفا به دلیل اینکه پدران شما مالک الرقاب و
کلانتر وخان آنها بوده اند شرعی و قانونی و سالم بوده است.
همه ی خرید و فروشها ی زمین شرعی بوده و هیچ زمینی به زور وبا سوء استفاده از عنوان
کلانتر و خان و با بهره گیری از نفوذ این و آن تصرف نشده است.
آقای حبیب شهبازی و مسیح شهبازی هم فقط به پاس شاه پرستی و عشق به شاه و یا شاید
برای سلامتی خود و آب کردن چربی های بدنشان از کوهمره به شیراز می آمدند و در برابر
مجسمه شاه رژه می رفتند.
این چه نگاهی است که عنوان کلانتر چون متعلق به حبیب شهبازی است عنوانی دولتی نبوده
و بنابر این کلانتر یک عنوان مردمی بوده و صاحب این عنوان نباید پاسخگوی پیامدهای
آن باشد .
فقط سئوالی باقی می ماند که
در این معاملات شرعی و قانونی و کاملا منطبق با فقه جعفری چطور یک نفر به نام حبیب
شهبازی می تواند در طول 15 سال صاحب دو یا سه هزار هکتار زمین بشود آنهم حبیب
شهبازی که از قرار معلوم نه اهل بیل زدن بوده است و نه اهل درو کردن و زحمت کشیدن و
عرق ریختن.
شما چگونه این مالکیت را شرعی و قانونی می دانید. مگر می شود یکنفر آدم یک لا قبا
که تازه پدرش هم ارث و میراث درست و حسابی برایش به جا ننهاده باشد بدون هیچ حساب و
کتابی در طول 15 سال از اینطرف دارنگان تا آن طرف آن را صاحب شود.
صورت مسئله چیز دیگری است که آقای شهبازی می خواهد آن را پاک کند.
وحیف که این روزها دیگر سالهای 1325و1340 نیست که هر کس هر کاری دلش خواست بکند و
هیچ کس هم چیزی نفهمد.
عصر ارتباطات است ، آقای شهبازی
|